به گزارش خبرنگار دبیرخانه شورای عالی، مراسم تشییع رهبر شهید انقلاب اسلامی به یکی از مهمترین رویدادهای رسانهای جهان تبدیل شد. حجم گسترده پوشش خبری، تنوع رسانههای حاضر در تهران و روایتهای متفاوتی که از این مراسم ارائه شد، نشان داد این رویداد فراتر از مرزهای ایران، به موضوعی تاریخی در فضای سیاسی و رسانهای بینالمللی تبدیل شده است. از رسانههای جریان اصلی غرب گرفته تا شبکههای عربی، رسانههای روسی و حتی خبرنگاران و تحلیلگران مستقل، همگی تلاش کردند این رخداد را از زاویهای متفاوت روایت کنند؛ اما در میان تفاوت روایتها، چند محور مشترک بیش از هر چیز به چشم میخورد؛ حضور گسترده مردم، نظم قابل توجه مراسم و پیامهای سیاسی و ژئوپلیتیکی آن.
* رسانههای غربی؛ روایت یک واقعیت غیرقابل انکار
رسانههای غربی که در سالهای گذشته غالبا تلاش کردهاند تحولات داخلی ایران را از دریچه اختلافات و بحرانهای اجتماعی روایت کنند، این بار با صحنهای مواجه شدند که امکان نادیده گرفتن آن وجود نداشت. میلیونها نفر در خیابانهای تهران حضور یافتند و همین واقعیت، رسانههای غربی را ناچار کرد روایت خود را بر پایه آن تنظیم کنند.
گاردین در گزارش خود علاوه بر اشاره به حضور میلیونی مردم، بر نکتهای تمرکز کرد که کمتر در گزارشهای رسانههای غربی درباره ایران دیده میشود؛ سازماندهی دقیق مراسم. این روزنامه نوشت این مراسم با برنامهریزی منظم، مشارکت نیروهای داوطلب و مدیریت مناسب، بدون حادثه جدی برگزار شد. این روایت، عملا تصویری متفاوت از توان مدیریتی ایران در برگزاری یک تجمع عظیم ارائه داد.
رویترز نیز اگرچه تلاش کرد گزارش خود را در قالبی تحلیلی تنظیم کند، اما مهمترین نکته آن اعتراف به شکست هدف سیاسی جنگ علیه ایران بود. این خبرگزاری نوشت که مراسم تشییع تنها یک وداع نبود، بلکه نمایشی از مقاومت ملی و پیامی روشن به آمریکا و اسرائیل بود که جمهوری اسلامی پس از جنگ نه تنها فرو نپاشیده، بلکه خود را مقاومتر و منسجمتر نشان داده است. رویترز حتی این انسجام را یکی از عوامل تأثیرگذار بر موقعیت مذاکرات آینده ایران ارزیابی کرد.
بیبیسی عربی نیز با وجود رویکرد انتقادی همیشگی نسبت به ایران، از واژههایی مانند «تاریخی» و «میلیونی» برای توصیف مراسم استفاده کرد و به امتداد چندین کیلومتری کاروان تشییع در خیابانهای تهران پرداخت. این شبکه همچنین خبر مراسم را در صدر خروجیهای خود قرار داد؛ اقدامی که اهمیت خبری این رویداد را نشان میدهد.
خبرگزاری فرانسه (AFP) نیز در گزارش خود مراسم را نمایش «تابآوری ایران» توصیف کرد و تأکید داشت که این تجمع بزرگ پس از حملات آمریکا و اسرائیل، حامل پیامی از استمرار و ایستادگی نظام سیاسی ایران است.
آسوشیتدپرس تلاش کرد فضای احساسی مراسم را روایت کند و علاوه بر انعکاس شعارهای مردم، به سنتهای مذهبی و اجتماعی مانند تبرک جستن از تابوت اشاره کرد؛ روایتی که برای مخاطبان غربی جنبهای فرهنگی نیز داشت.
یورونیوز بیشتر بر تصاویر احساسی مراسم تمرکز کرد و از اشک، اندوه و تلاش مردم برای وداع با رهبر شهید نوشت. سیانان نیز بخشی از گزارش خود را به مراسم نمادین سنگزدن به تصویر دونالد ترامپ اختصاص داد و آن را یکی از جلوههای فضای سیاسی حاکم بر مراسم دانست. در همین حال، ایبیسی نیوز آمریکا و فرانس24 نیز بهصورت لحظهبهلحظه مراسم را پوشش دادند؛ اقدامی که نشان میداد این رویداد به یکی از مهمترین اخبار روز جهان تبدیل شده است.
خبرگزاری افه اسپانیا نیز با اشاره به حضور میلیونی مردم، مسیر طولانی تشییع، حضور خانواده رهبر شهید و فضای سیاسی حاکم بر مراسم، آن را یکی از بزرگترین تجمعات معاصر ایران توصیف کرد.
* روایت رسانههای عربی؛ تشییعی که به مهمترین تحول تبدیل شد
اگر رسانههای غربی مراسم تشییع رهبر شهید انقلاب اسلامی را عمدتا از منظر پیامدهای داخلی و ژئوپلیتیکی آن دنبال کردند، رسانههای عربی و منطقهای این رویداد را در بستری متفاوت مورد ارزیابی قرار دادند. برای بسیاری از شبکههای خبری عربزبان، این مراسم تنها یک آیین سوگواری نبود، بلکه ادامه تحولات ناشی از جنگ اخیر، آینده محور مقاومت و تأثیر آن بر معادلات منطقهای به شمار میرفت. از همین رو، تقریبا تمامی شبکههای مهم عربی از ساعات اولیه صبح با استقرار خبرنگاران خود در تهران یا ارتباط زنده با پایتخت ایران، پوشش لحظهبهلحظه این مراسم را آغاز کردند؛ پوششی که در بسیاری از موارد تا پایان مراسم ادامه یافت و به یکی از مهمترین اخبار روز در رسانههای عربی تبدیل شد.
در میان رسانههای عربی، الجزیره گستردهترین و مستمرترین پوشش را به این مراسم اختصاص داد. این شبکه قطری که از نخستین روزهای برگزاری آیینهای وداع، تحولات مربوط به تشییع را بهصورت زنده دنبال میکرد، در روز برگزاری مراسم اصلی نیز از نخستین ساعات صبح با ارتباطهای مستقیم از تهران، آخرین تحولات را مخابره کرد. الجزیره گزارش داد که خیابانهای تهران از ساعات اولیه مملو از جمعیتی است که برای وداع با رهبر شهید انقلاب اسلامی گرد هم آمدهاند و پیشبینی میشود میلیونها نفر در این مراسم حضور یابند. این شبکه همچنین به طولانی بودن مسیر تشییع، پیشبینی ادامه مراسم به مدت 10 تا 12 ساعت و حضور گسترده مردم از اقشار مختلف اشاره کرد. استمرار این پوشش نشان میداد الجزیره این رویداد را صرفا یک خبر داخلی ایران تلقی نمیکند، بلکه آن را تحولی اثرگذار بر معادلات آینده منطقه میداند.
در مقابل، شبکه المیادین روایتی متفاوت و نزدیکتر به فضای میدانی ارائه کرد. خبرنگار این شبکه که از ساعات اولیه در محل برگزاری مراسم حضور داشت، از «سیل جمعیت» سخن گفت و مراسم را یکی از بزرگترین تجمعات تاریخ معاصر ایران توصیف کرد. المیادین با تأکید بر حضور پرچمهای جمهوری اسلامی ایران و پرچمهای سرخ به عنوان نماد خونخواهی، تلاش کرد فضای احساسی و سیاسی مراسم را همزمان به تصویر بکشد. این شبکه همچنین پیشبینی کرد که این روز به عنوان یکی از نقاط عطف تاریخ سیاسی جمهوری اسلامی ایران ثبت خواهد شد و حجم جمعیت به اندازهای است که در برخی مسیرها امکان تردد وجود ندارد. در روایت المیادین، تشییع رهبر شهید نه پایان یک دوره، بلکه آغاز مرحلهای جدید در تحولات منطقه قلمداد شد.
شبکه العربی نیز با پخش مستقیم بخشهایی از مراسم، حضور گسترده مردم را برجسته کرد و از همان ساعات ابتدایی، این خبر را در صدر خروجیهای خود قرار داد. هرچند ادبیات العربی نسبت به المیادین محتاطانهتر بود، اما این شبکه نیز نتوانست از کنار ابعاد گسترده مراسم عبور کند و حضور انبوه مردم در خیابانهای تهران را به عنوان مهمترین ویژگی این رویداد مورد توجه قرار داد.
شبکه العهد عراق که از رسانههای نزدیک به جریان مقاومت به شمار میرود، تمرکز خود را بر پیام سیاسی مراسم قرار داد. خبرنگار این شبکه در تهران گزارش داد که مردم ایران با در دست داشتن پرچمهای خونخواهی، خواستار انتقام خون رهبر شهید انقلاب اسلامی هستند. در روایت العهد، تشییع نه صرفا یک آیین سوگواری، بلکه صحنهای برای نمایش اراده عمومی در برابر آمریکا و اسرائیل بود. انتخاب این زاویه روایت، با رویکرد کلی این شبکه در پوشش تحولات محور مقاومت همخوانی داشت.
شبکه المسیره یمن نیز در گزارشهای خود بر جنبه مردمی مراسم تأکید ویژهای داشت. خبرنگار این شبکه از حضور خانوادههای ایرانی، از کودکان تا سالمندان، در مراسم خبر داد و مشارکت گسترده اقشار مختلف جامعه را نشانه پیوند عمیق مردم با رهبر شهید انقلاب اسلامی دانست. المسیره همچنین به حضور هیئتهای خارجی اشاره کرد و این مسئله را نشانه جایگاه فراملی این مراسم ارزیابی کرد. این شبکه حتی گزارش داد که به دلیل حجم بسیار زیاد جمعیت، برگزارکنندگان احتمالا ناچار به ایجاد تغییراتی در روند اجرای مراسم خواهند شد.
خبرگزاری شهاب فلسطین نیز با پوشش این مراسم، حضور گسترده مردم در خیابانهای تهران را بازتاب داد و آن را نشانهای از همبستگی داخلی ایران در شرایط پس از جنگ توصیف کرد. برای رسانههای فلسطینی، این مراسم تنها یک رخداد داخلی ایران نبود، بلکه بخشی از تحولات جبهه مقاومت در منطقه تلقی میشد؛ از همین رو شهاب تلاش کرد ارتباط میان این مراسم و تحولات فلسطین را نیز در گزارشهای خود برجسته سازد.
در کنار رسانهها، برخی شخصیتهای شناختهشده جهان عرب نیز به این مراسم واکنش نشان دادند. کمال شرف، کاریکاتوریست و فعال رسانهای یمنی، در یادداشتی که بازتاب گستردهای در شبکههای اجتماعی عربی داشت، ملت ایران را به دلیل وفاداری، استقامت و هوشیاری ستود. او نوشت که ملت ایران اگرچه در سوگ رهبر خود اشک میریزد، اما این اندوه را به عهدی برای ادامه مسیر تبدیل کرده است. شرف همچنین ایرانیان را نزدیکترین ملت به آرمان آزادیخواهی در برابر سلطه آمریکا و اسرائیل توصیف کرد و این مراسم را جلوهای از پایداری یک ملت دانست.
مرور مجموعه گزارشهای رسانههای عربی نشان میدهد که برخلاف تفاوتهای سیاسی و رسانهای میان آنها، تقریباً همه این رسانهها در سه محور اشتراک داشتند؛ نخست، اذعان به حضور گسترده و میلیونی مردم در مراسم؛ دوم، تأکید بر اهمیت منطقهای و فراتر از مرزهای ایران این رویداد؛ و سوم، پیوند دادن مراسم تشییع با تحولات پس از جنگ اخیر و آینده معادلات غرب آسیا. به بیان دیگر، رسانههای عربی این مراسم را نه صرفا پایان حیات یک رهبر، بلکه رویدادی تأثیرگذار بر آینده موازنههای سیاسی منطقه ارزیابی کردند؛ روایتی که سبب شد تشییع رهبر شهید انقلاب اسلامی برای چندین روز به یکی از اصلیترین موضوعات فضای رسانهای جهان عرب تبدیل شود.
* رسانههای روسی؛ تأکید بر اقتدار و انسجام
رسانههای روسیه، مراسم را بیشتر از زاویه ژئوپلیتیکی تحلیل کردند. ریانووستی از «راهپیمایی عظیم» در تهران سخن گفت و بر نمادهای مقاومت در میان عزاداران تأکید کرد.
خبرگزاری تاس نیز با انتشار گزارش تصویری اختصاصی، حضور مردم از ساعات پیش از طلوع آفتاب را برجسته کرد و آن را نشانه اهمیت مراسم برای افکار عمومی ایران دانست. اسپوتنیک نیز مانند دیگر رسانههای روس، بر حضور میلیونی مردم و پوشش گسترده مراسم تمرکز کرد.
نکته قابل توجه در روایت رسانههای روسی، تمرکز آنها بر مفاهیمی مانند مقاومت، انسجام ملی و اقتدار دولت بود؛ مفاهیمی که با تحلیلهای ژئوپلیتیکی مسکو درباره آینده منطقه همخوانی دارد.
* تحلیلگران و خبرنگاران خارجی؛ فراتر از روایت رسانهای
در کنار رسانهها، واکنش خبرنگاران و تحلیلگران مستقل نیز اهمیت ویژهای داشت. گلن گرینوالد، روزنامهنگار برنده جایزه پولیتزر، با انتشار تصاویری از مراسم نوشت تصور چنین سطحی از حضور مردمی برای یک رهبر در آمریکا تقریبا غیرممکن است. این مقایسه نشان میدهد که حتی منتقدان سیاستهای واشنگتن نیز مراسم را از منظر سرمایه اجتماعی قابل توجه ارزیابی کردهاند.
ماکس بلومنتال نیز مراسم را یکی از ماندگارترین لحظات جنبشهای ضدامپریالیستی دانست و تأکید کرد که اگر هدف از ترور رهبر ایران ایجاد تغییر سیاسی بوده، تصاویر این مراسم نشان میدهد نتیجهای کاملاً معکوس حاصل شده است.
تحلیلگر سیاسی لهستانی با اشاره به تضاد آشکار میان تصاویر تهران و جشنهای 250 سالگی آمریکا، خاطرنشان کرد که «هیچ مستعمرهی شهرکنشین تحت کنترل الیگارشها نمیتواند آن میزان وفاداری و جذابیت مردمی را داشته باشد» و تأکید نمود که آینده در جنوب جهانی در حال ساخته شدن است.
مورخ و استاد دانشگاه فرانسوی نیز با نگاهی بلندمدت، اذعان داشت که پنجاه سال تحلیل و کارشناسی ژئوپلیتیک غربی در برابر حضور میلیونها ایرانی در مراسم تشییع فرو میپاشد و با استناد به دیدگاه دوگل، ملتها را استوارترین واقعیتهای دوران ما توصیف کرد.
تحلیلگر سیاسی اسپانیایی اما فراتر رفت و این مراسم را نه تنها یک رویداد ملی، بلکه نقطهعطفی در تاریخ جهان قلمداد نمود و تأکید کرد که تشییع رهبر شهید، رسماً به پرجمعیتترین مراسم تشییع در تاریخ بشریت تبدیل شده است؛ مسئلهای که حتی رویترز نیز با اکراه به آن اذعان کرده است. این اظهارات، که از میان طیفهای فکری متفاوت برخاسته، نشان میدهد آنچه در تهران رخ داد، فراتر از یک رویداد خبری، به یک واقعیت تاریخی بدل شده که تحلیلهای رایج را به چالش کشیده و افقهای تازهای را در مطالعات سیاسی و اجتماعی گشوده است.
* تحلیل راهبردی
بررسی بازتابهای رسانهای مراسم تشییع رهبر شهید انقلاب اسلامی نشان می دهد این مراسم را باید به مثابه یک رخداد ژئوپلیتیکی تمامعیار تحلیل کرد که در آن، سه لایهی مجزا اما بههمپیوسته از معنا نهفته است: لایهی نخست، شکست روایتهای غلط رسانهای غرب دربارهی انزوای ایران؛ لایهی دوم، شکلگیری یک اجماع داخلی پیرامون تداوم مسیر انقلاب و مقاومت؛ و لایهی سوم، ارسال پیامی صریح به بازیگران منطقهای و فرامنطقهای دربارهی جایگاه تثبیتشدهی ایران در نظم نوین غرب آسیا.
از منظر راهبردی، مهمترین دستاورد این مراسم، خنثیسازی کامل پروژهی «تغییر رفتار از طریق شوک» بود. آنچه در ماههای اخیر تحت عنوان جنگ ترکیبی علیه ایران دنبال میشد، طراحی شده بود تا با هدف قرار دادن نمادهای ثبات و اقتدار ملی، زمینهساز فروپاشی تدریجی نهادهای سیاسی و اجتماعی کشور گردد. اما آنچه در مراسم تشییع رخ داد، دقیقا نقطهی مقابل این راهبرد بود: نمایشی از همبستگی در جامعه که در آن، اقشار مختلف با هر گرایش و سلایق سیاسی، ذیل یک پرچم مشترک گرد هم آمدند. این همبستگی، سرمایهی اجتماعی عظیمی را به نمایش گذاشت که پس از یک دورهی جنگ و فشار خارجی، نهتنها تحلیل نرفته، بلکه با شهادت رهبری که خود نماد این وحدت بود، به اوج انسجام و شکوفایی رسیده است.
لایهی دوم این تحلیل به تأثیر آن بر معادلات منطقهای بازمیگردد. در نگاه نخست، ممکن است تصور شود که فقدان یک رهبر کاریزماتیک و تاریخی، خلأیی در محور مقاومت ایجاد خواهد کرد که پر کردن آن نیازمند سالها زمان است. اما آنچه در تهران رخ داد، این گزاره را به چالش کشید. حضور هیئتهای رسمی از کشورهای عربی و غیرعربی، همراه با پوشش بیسابقهی شبکههای منطقهای -از الجزیره و المیادین تا العربی و العهد- نشان داد که «پیام تهران» به همسایگان این است: ساختار قدرت در جمهوری اسلامی مبتنی بر نهادها و گفتمان است، نه صرفاً مبتنی بر اشخاص. از همین رو، انتقال قدرت در ایران، برخلاف بسیاری از کشورهای منطقه، با خلأ راهبردی یا دورهی گذار پرتنش همراه نخواهد بود و این مسئله، محور مقاومت را در مواجهه با تهدیدات مشترک، منسجمتر و پیشبینیپذیرتر از گذشته جلوه میدهد.
اما شاید مهمترین پیام راهبردی این رویداد، متوجه غرب و بهویژه ایالات متحده و رژیم صهیونیستی باشد. مراسم تشییع در شرایطی برگزار شد که تنها چند ماه از پایان آخرین دور درگیری نظامی میان ایران و اسرائیل میگذشت. رسانههای غربی، از رویترز گرفته تا بیبیسی و سیانان، همگی به صراحت یا با تلویح، اذعان کردند که این حضور میلیونی، پاسخ قاطع جمهوری اسلامی به سناریوی «فروپاشی پس از جنگ» است. در واقع، آنچه در روز تشییع شکل گرفت، یک «عملیات روانی معکوس» بود؛ زیرا تصاویر خروش جمعیت و نظم مثالزدنی مراسم، بیآنکه نیازی به بیانیه یا سخنرانی سیاسی باشد، این گزاره را در اذهان جهانیان تثبیت کرد که جمهوری اسلامی ایران نه از بحرانها تضعیف، بلکه با هر بحران، انسجام درونی خود را بازتولید و تقویت میکند. این پیام برای مذاکرات آینده نیز حائز اهمیت است؛ زیرا نشان میدهد طرف ایرانی با پشتوانهای از سرمایهی اجتماعیِ بهنمایشگذاشتهشده، از موضع قدرت و نه ضعف، پشت میز مذاکره خواهد نشست.
در سطحی فراتر، این رویداد را باید نشانهای از تحول در نظم رسانهای جهان نیز تلقی کرد. برای اولین بار در سالهای اخیر، رسانههای جریان اصلی غرب ناگزیر شدند از واژگانی مانند «تاریخی»، «میلیونی» و «بینظیر» برای توصیف یک رویداد در ایران استفاده کنند؛ واژگانی که پیشتر صرفاً برای پوشش تحولات کشورهای متحد غربی به کار میرفت. این تغییر روایت، شکاف میان «ایرانِ ساختهشده در رسانههای غربی» و «ایرانِ موجود در واقعیت» را بیش از پیش آشکار کرد. در واقع، مراسم تشییع به یک «رسانهی بیواسطه» تبدیل شد که بدون فیلتر، تصویری از ایرانِ مردمی، متحد و بااراده به جهان مخابره کرد؛ تصویری که هیچیک از گزارشهای مکتوب و تحلیلیهای رسانهای قادر به انکار یا تحریف آن نبودند.
در نهایت، آنچه از این رویداد بهعنوان یک درس راهبردی برای آینده باقی میماند، درک این حقیقت است که نقطهی قوت جمهوری اسلامی، نه در توان نظامی یا اقتصادیِ صرف، که در «تابآوری اجتماعی» و «توانایی تبدیل بحران به فرصتِ اجماعسازی» نهفته است. تشییع رهبر شهید، نشان داد که جامعهی ایران از مرحلهای عبور کرده است که در آن، رهبران با حضور فیزیکی خود، ضامن انسجام ملی بودند؛ بلکه اکنون به مرحلهای رسیده که گفتمان، آرمانها و خاطرهی جمعیِ مقاومت، خود به مثابه نیرویی خودجوش و پایدار عمل میکنند. این سطح از سرمایهی نمادین و اجتماعی، هیچ معادلی در کشورهای همسایه ندارد و از این حیث، ایران را در موقعیتی منحصربهفرد در نظم منطقهای قرار میدهد.
بنابراین، مراسم تشییع را باید نقطهی پایانی بر یک دوره و نقطهی آغازین بر دورهای تازه در تاریخ سیاسی ایران و منطقه قلمداد کرد. دورهای که در آن، «ارادهی جمعی» بر «محاسبات سختافزاری» غلبه دارد و «گفتمان مقاومت» بهعنوان یک اصل راهبردی، فارغ از فرازونشیبهای مدیریتی و تحولات نسلی، تداوم خواهد یافت. این همان پیامی بود که در خیابانهای تهران به دنیا مخابره شد؛ پیامی که نه با کلمات، که با انبوه جمعیت، نظم مثالزدنی، و اشکهایِ توأم با عزم، معنای واقعی خود را یافت و در حافظهی تاریخی جهان، بهعنوان یکی از ماندگارترین صحنههای سیاسی قرن حاضر ثبت گردید.
هیچ دیدگاهی برای این پست قابل نمایش نمی باشد.